بومی گرایی مناقع دلالان را به خطر می اندازد

   متاسفانه الان وضعیت برخی تیم ها به خانه های اجاره ای شبیه شده است. مستاجر (شما بخوانید مربی و مدیرعامل) خانه خالی را تحویل می گیرند و با ایل و تبار خود ساکن خانه می شوند و بعد از اتمام وقت خانه را خالی می کنند. حال آنکه باشگاه و تیم یک موجود زنده است و ارتباط نسل ها باید بدون گسیختگی در آن جریان داشته باشد. در این میان این دلالان هستند که حرف اول و آخر را می زنند.
    درست خواندید. بومی گرایی در هر تیمی منافع دلالان را به خطر می اندازد. دلالانی که در اطراف تیم های فوتبال حضور دارند به خوبی اذعان دارند که هرچه قدر ارتباط فوتبالیست ها و مربیان با عوامل مختلف تیم کمتر باشد آنها بهتر قادر خواهند بود تا با این مربیان و یا بازیکنان کنار آمده و پولهای کلانی به جیب بزنند.
    یکی از همین دلالان که اتفاق بسیار هم بددهن و بی سواد می باشد در یک جایی گفته بود: اگر مربی یا مدیر عامل به حرف من در انتخاب بازیکن توجه نکند کاری می کنم که جرات وارد شدن به ساختمان باشگاه و زمین فوتبال را نداشته باشد.
    واقعیت این است که دلالی و بحث نقل انتقال بازیکن و مربی یکی از حرفه هایی است که باید توجه جدی به آن شود. دلالانی وجود دارند که به خاطر جیب مبارکشان کلاغ را رنگ کرده و به جای کبک به صاحبان باشگاهها قالب می کنند.
    شاهد هستیم که بازیکنانی را که شایستگی حضور در لیگ دسته سه!! را ندارند ولی چون دلالان می توانند با این بازیکنان پولهای کلانی به جیب بزنند در تیم های معتبر و صاحب نام قرارداد می بندند و میلیونها تومان پول بی زبان را به همراه همین دلالان به جیب می زنند و آنچه که می ماند افسوس  و غم برای هواداران است.
    ممکن است در اینجا این نکته به ذهن متبادر شود که در فوتبال مدرن امروزی بومی گرایی و توجه به بومی ها اولویت های دسته پنجم باشگاهها محسوب می شود. ولی باید گفت وقتی سخن از نوع فوتبال استعدادهای منطقه ای و توجه به جوانان یک محل موضوع بحث باشد این حرفها معنی خود را از دست می دهد.
    بیاد داشته باشیم زمانی حضور افراد غیر بومی در ترکیب تیمی ضروری است که تیم در یک یا چند پست نیاز به ترمیم داشته باشد.
    جالب است بدانیم همین دلالان و  وابستگان آنها چون در صورت خرید بازیکنان و مربیان بومی نمی توانند به صورت واسطه عمل کنند و از منافع سرشار مادی بهر مند شوند به هزارو یک دلیل سنگ جلوی پای مربیان بومی و بازیکنان بومی می انداختند تا تیم ناموفق گردد.
    پیوند نامیمون دلالان پول پرست و "مراکزی" که نمی خواستند هیجان فوتبالی شهر تبریز را فرا بگیرد به همراه بسیاری موارد از جمله ضعف مربیان و... باعث شده بود که آذربایجان ۸ سال تیمی در لیگ برتر نداشته باشد. ولی امیدوارم این مسئله باعث نشده باشد که برخی کوته فکران از آن ور بام بیفتند و داشته هایمان و گذشته فوتبالمان را انکار و لجن مال کنند.
افسوس بر کسانی که آنچه را که خودشان دارند نمی پسندند
بیگانه یه بئل باغلایان ای وای قارداشیم!!

http://traktorfans.blogfa.com/