فوتبال دولتى و پايان بى انضباطى مالى
در حاشيه حكم كميته انضباطى
فوتبال دولتى و پايان بى انضباطى مالى
خبرى كه از سوى كميته انضباطى مطرح شد و شريفى، رئيس كميته در بخش اخبار نيمروزى شبكه سوم سيما تأئيدش كرد، حيرت آور، باورنكردنى و به شيوه اى غيرقابل باور، آسان و عملى مى نمود. « هيچ كدام از تيم هاى ليگ برتر تا زمانى كه بدهى خود را پرداخت نكنند حق ثبت قرارداد فصل جديد را ندارند» باورتان مى شود؟
•••
بدهى هاى معوقه اصلى ترين مشكل فوتبال ايران است. باشگاه هاى فوتبال ايران به زمين و زمان بدهكارند. آنها به كارمندان، مسئولان، مربيان، بازيكنان و حتى ورزشگاهها، هتل ها و در بسيارى از موارد حتى به فدراسيون فوتبال نيز بدهكارند. اين بار بدهى اصلى ترين دليل ممانعت از خصوصى سازى فوتبال لقب گرفته است چرا كه هم واگذارى سهام به غير را امكان ناپذير مى سازد و هم اينكه مانع از محقق شدن شرط سودآورى مالى جهت ورود به بورس مى گردد. در حقيقت اقتصاد دولتى باشگاهدارى در ايران، بدهكار و ورشكسته است و به همين دليل دولت ناگزير از پرداخت سالانه ميلياردها تومان بودجه به اين فوتبال بدهكار است. بودجه هايى كه اگر قطع شود، سبب ورشكستگى مالى كامل فوتبال ايران خواهد شد. در اين شك نكنيد كه فوتبال ايران به دليل همين خرده تعارفات باورنكردنى و عدم استعمال قوانين مشخص هيچ راهى براى پيشرفت ندارد اما اتخاذ چنين قوانين سختگيرانه اى مى تواند كمك كند تا فوتبال ايران يك نظم مالى بسيار محكم و باثبات را پيدا كند.
•••
مشكل از كجا شروع شد؟ بدهى هاى مالى باشگاه هاى ايرانى به افراد حقيقى و حقوقى رقم دقيقى ندارد يا حداقل اين رقم هنوز در اختيار رسانه ها قرار نگرفته است. اين بدهى ها ذره ذره جمع شد. كسى به آن توجه نكرد، كسى در مورد بازپرداخت آن هشدار نداد، كسى به روى مبارك نياورد. فوتبال دولتى به اين بدهى ها بى توجهى كرد و اين بى توجهى به حاشيه امنيت مديران تبديل شد كه احساس كردند اگر بدون پشتوانه اقتصادى به خريدهاى گرانقيمت روى بياورند هم كسى به آنها اعتراض نمى كند. مديرها آمدند و رفتند و بدهى ها باقى ماند و صداى كسى در نيامد. حالا تيم هاى باشگاهى فوتبال ما به زمين و زمان بدهكارند و دست كسى هم به اين بدهى ها نمى رسد. بازيكنى كه ۱۰۰ ميليون طلبكار بوده پس از بارها مراجعه به باشگاه هر بار تنها بخشى از طلب خود را حذف شده ديده و بس. به او چك ۷۰ ميليونى داده اند و روانه اش كرده اند به خانه. ۶ ماه بعد كه اعتراض كرده و به باشگاه رفته، اين بار با سلام و صلوات از او استقبال كرده اند و به او چك ۵۰ ميليونى داده اند!شايد به همين دليل است كه جواد زرينچه سالهاست چك ۱۷ ميليونى طلب خود را نگه داشته و براى نقد كردنش تا بانك نرفته. او مى داند كه در بانك جوابى جز« پولى در حساب نيست دريافت نمى كند.» بدهى هاى تيم هاى ما سر به فلك كشيده و كسى پاسخگو نيست. همه گناه را به گردن مدير قبلى مى اندازند و از پرداخت بدهى ها در اسرع وقت سخن مى گويند. شايداگر روزى روزگارى مدافع جان به لب رسيده استقلال براى ۴۰ ميليون تومان سرباز به باشگاه برد تا مديرعامل را از طبقه چهارم ساختمان چند ميلياردى اش پايين بكشد و به زندان ببرد به خاطر همين چيزها بود. فوتبال ايران فوتبال بدهكار است. در اين فوتبال هيچ مدير دولتى بدهكارى به زندان نمى رود. حكم جلب ها صادر مى شود اما به جايى نمى رسد. بدهى پرداخت نمى شود و هيچ خبر خوشى به گوش كسى نمى رسد. هرساله مديران دولتى از باز پرداخت بدهى ها حرف مى زنند اما كدام بازپرداخت ؟ چرا هيچ وقت اين بدهى ها به پايان نمى رسد؟
•••
فوتبال ايران به همين دليل است كه پيشرفت نمى كند. بودجه هر فصل تنها در نقل وانتقالات خرج مى شود. هيچ وقت مدير استقلال و پرسپوليس، بودجه
۵ ميلياردى را صرف بازپرداخت بدهى ها، ساختن ورزشگاه يا حداقل سرمايه گذارى در جايى مطمئن نمى كنند. آنها ۵ ميليارد بودجه مى گيرند و ۷ ميليارد خرج مى كنند. ۲ ميليارد بعدى را مدير بعدى پرداخت مى كند!نظام باشگاهدارى ما غلط است. بودجه ها تنها صرف امور جارى مى شوند و اين امور جارى يا پيش پرداخت مربى و بازيكن است يا خرج سفر. همين است كه هيچ وقت در حساب باشگاهها پول نيست و باشگاه تنها وقتى پول در حساب خود مى بيند كه قرار است به حساب بازيكنان منتقل شود. باور كنيم. فوتبال ايران مشكل اقتصادى دارد. باشگاهدارى دولتى با اين نگرش به بن بستى رسيده كه در آن كميته انضباطى ناچار شده تا با اولتيماتوم باشگاهها را به پرداخت بدهى هاى خود وادار كند. شگفتا از اين فوتبال! آيا بايد چماق كميته انضباطى بالاى سر باشگاه هاى ما باشد تا به قراردادى كه خود بسته اند پايبند باشند؟
•••
اگر چه پس از صدور اين حكم داغ باز هم شاهد ثبت چند قرار داد بوديم اما اين دليل نمى شد كه بر ضرورت اتخاذ چنين تصميماتى تأكيد نكنيم. اتفاقاً اين ايده بسيار خوب را بايد در ليگ هاى پايين تر نيز به اجرا گذاشت. فقط كافى است تا فدراسيون به تيم هاى بدهكار ليگ دسته اول و دوم يك ماه براى صاف كردن حساب ها فرصت دهد و بعد از آن تيم هاى هنوز بدهكار را به ليگ پايين تر تبعيد كند وتيم هاى پايين تر را به بالا بياورد. اگر يكبار اين قانون اجرا شود و اتفاقى كه روزگارى براى فيورنتينا افتاد براى تيم هاى ايرانى هم صورت بگيرد آنوقت ديگر كسى اضافه بر سازمان خرج نمى كند. فدراسيون روى اين قضيه پابرجا بماند و با جانشينى تيم ها از ليگ پائين تر، به همه باشگاهها نشان دهد كه اگر بدهى خود را پرداخت نكنند به ليگ هاى پائين تر سقوط مى كنند. مسئولان فوتبال ايران با برخوردهاى سهل انگارانه خود باعث شده اند كه كوهى از معضلات در اين فوتبال باقى بماند. اين كوه را نمى توان تكان داد مگر با قاطعيت. سهل انگارى يا مماشات دردى را دوا نمى كند.
•••
بدهى هاى معوقه اصلى ترين مشكل فوتبال ايران است. باشگاه هاى فوتبال ايران به زمين و زمان بدهكارند. آنها به كارمندان، مسئولان، مربيان، بازيكنان و حتى ورزشگاهها، هتل ها و در بسيارى از موارد حتى به فدراسيون فوتبال نيز بدهكارند. اين بار بدهى اصلى ترين دليل ممانعت از خصوصى سازى فوتبال لقب گرفته است چرا كه هم واگذارى سهام به غير را امكان ناپذير مى سازد و هم اينكه مانع از محقق شدن شرط سودآورى مالى جهت ورود به بورس مى گردد. در حقيقت اقتصاد دولتى باشگاهدارى در ايران، بدهكار و ورشكسته است و به همين دليل دولت ناگزير از پرداخت سالانه ميلياردها تومان بودجه به اين فوتبال بدهكار است. بودجه هايى كه اگر قطع شود، سبب ورشكستگى مالى كامل فوتبال ايران خواهد شد. در اين شك نكنيد كه فوتبال ايران به دليل همين خرده تعارفات باورنكردنى و عدم استعمال قوانين مشخص هيچ راهى براى پيشرفت ندارد اما اتخاذ چنين قوانين سختگيرانه اى مى تواند كمك كند تا فوتبال ايران يك نظم مالى بسيار محكم و باثبات را پيدا كند.
•••
مشكل از كجا شروع شد؟ بدهى هاى مالى باشگاه هاى ايرانى به افراد حقيقى و حقوقى رقم دقيقى ندارد يا حداقل اين رقم هنوز در اختيار رسانه ها قرار نگرفته است. اين بدهى ها ذره ذره جمع شد. كسى به آن توجه نكرد، كسى در مورد بازپرداخت آن هشدار نداد، كسى به روى مبارك نياورد. فوتبال دولتى به اين بدهى ها بى توجهى كرد و اين بى توجهى به حاشيه امنيت مديران تبديل شد كه احساس كردند اگر بدون پشتوانه اقتصادى به خريدهاى گرانقيمت روى بياورند هم كسى به آنها اعتراض نمى كند. مديرها آمدند و رفتند و بدهى ها باقى ماند و صداى كسى در نيامد. حالا تيم هاى باشگاهى فوتبال ما به زمين و زمان بدهكارند و دست كسى هم به اين بدهى ها نمى رسد. بازيكنى كه ۱۰۰ ميليون طلبكار بوده پس از بارها مراجعه به باشگاه هر بار تنها بخشى از طلب خود را حذف شده ديده و بس. به او چك ۷۰ ميليونى داده اند و روانه اش كرده اند به خانه. ۶ ماه بعد كه اعتراض كرده و به باشگاه رفته، اين بار با سلام و صلوات از او استقبال كرده اند و به او چك ۵۰ ميليونى داده اند!شايد به همين دليل است كه جواد زرينچه سالهاست چك ۱۷ ميليونى طلب خود را نگه داشته و براى نقد كردنش تا بانك نرفته. او مى داند كه در بانك جوابى جز« پولى در حساب نيست دريافت نمى كند.» بدهى هاى تيم هاى ما سر به فلك كشيده و كسى پاسخگو نيست. همه گناه را به گردن مدير قبلى مى اندازند و از پرداخت بدهى ها در اسرع وقت سخن مى گويند. شايداگر روزى روزگارى مدافع جان به لب رسيده استقلال براى ۴۰ ميليون تومان سرباز به باشگاه برد تا مديرعامل را از طبقه چهارم ساختمان چند ميلياردى اش پايين بكشد و به زندان ببرد به خاطر همين چيزها بود. فوتبال ايران فوتبال بدهكار است. در اين فوتبال هيچ مدير دولتى بدهكارى به زندان نمى رود. حكم جلب ها صادر مى شود اما به جايى نمى رسد. بدهى پرداخت نمى شود و هيچ خبر خوشى به گوش كسى نمى رسد. هرساله مديران دولتى از باز پرداخت بدهى ها حرف مى زنند اما كدام بازپرداخت ؟ چرا هيچ وقت اين بدهى ها به پايان نمى رسد؟
•••
فوتبال ايران به همين دليل است كه پيشرفت نمى كند. بودجه هر فصل تنها در نقل وانتقالات خرج مى شود. هيچ وقت مدير استقلال و پرسپوليس، بودجه
۵ ميلياردى را صرف بازپرداخت بدهى ها، ساختن ورزشگاه يا حداقل سرمايه گذارى در جايى مطمئن نمى كنند. آنها ۵ ميليارد بودجه مى گيرند و ۷ ميليارد خرج مى كنند. ۲ ميليارد بعدى را مدير بعدى پرداخت مى كند!نظام باشگاهدارى ما غلط است. بودجه ها تنها صرف امور جارى مى شوند و اين امور جارى يا پيش پرداخت مربى و بازيكن است يا خرج سفر. همين است كه هيچ وقت در حساب باشگاهها پول نيست و باشگاه تنها وقتى پول در حساب خود مى بيند كه قرار است به حساب بازيكنان منتقل شود. باور كنيم. فوتبال ايران مشكل اقتصادى دارد. باشگاهدارى دولتى با اين نگرش به بن بستى رسيده كه در آن كميته انضباطى ناچار شده تا با اولتيماتوم باشگاهها را به پرداخت بدهى هاى خود وادار كند. شگفتا از اين فوتبال! آيا بايد چماق كميته انضباطى بالاى سر باشگاه هاى ما باشد تا به قراردادى كه خود بسته اند پايبند باشند؟
•••
اگر چه پس از صدور اين حكم داغ باز هم شاهد ثبت چند قرار داد بوديم اما اين دليل نمى شد كه بر ضرورت اتخاذ چنين تصميماتى تأكيد نكنيم. اتفاقاً اين ايده بسيار خوب را بايد در ليگ هاى پايين تر نيز به اجرا گذاشت. فقط كافى است تا فدراسيون به تيم هاى بدهكار ليگ دسته اول و دوم يك ماه براى صاف كردن حساب ها فرصت دهد و بعد از آن تيم هاى هنوز بدهكار را به ليگ پايين تر تبعيد كند وتيم هاى پايين تر را به بالا بياورد. اگر يكبار اين قانون اجرا شود و اتفاقى كه روزگارى براى فيورنتينا افتاد براى تيم هاى ايرانى هم صورت بگيرد آنوقت ديگر كسى اضافه بر سازمان خرج نمى كند. فدراسيون روى اين قضيه پابرجا بماند و با جانشينى تيم ها از ليگ پائين تر، به همه باشگاهها نشان دهد كه اگر بدهى خود را پرداخت نكنند به ليگ هاى پائين تر سقوط مى كنند. مسئولان فوتبال ايران با برخوردهاى سهل انگارانه خود باعث شده اند كه كوهى از معضلات در اين فوتبال باقى بماند. اين كوه را نمى توان تكان داد مگر با قاطعيت. سهل انگارى يا مماشات دردى را دوا نمى كند.
+ نوشته شده در ساعت توسط آذربايجانلي ايدمان سئون لر
|
بو وئبلاگ تبريز ده يازيلير. بيز خبرلريميزين دوغرو اولماسينا چاليشيريق. هئچ بير سياسي تشكيلات و حزبه باغليليقيميز يوخدور. مقصديميز آذربايجان ايدماني و ايدمانچي لاريني تانيتديرماقدير.