فرود بد فراز از تراختور

شخصیتی را که فراز کمالوند مربی سابق و جوان تراختور بواسطه حضور در این تیم بدست آورد بی شک نمی توانست در هیچ جای دیگری برای خود دست و پا کند.

رابطه نزدیک وی با ناصر شفق مرد هنرمند و ورزش دوست آذربایجانی مانع از آن شد که پی منشوری های لیگ که گریبانگیر چند مربی و بازیکن شده بود به تنش مالیده شود.

کمالوند در سایه حمایت های شفق از یک خبرنگار افتخاری و رابط خبری تبدیل به مربیی شد که در پرطرفدارترین تیم ایران سکان بدست گرفته بود. وی که بواسطه کار خبری و وارد بودن به دنیای رسانه خوب بلد است که چگونه از قدرت تماشاگران به نحو احسن استفاده کند در تبریز نیز چندین بار از این ترفند خود استفاده کرد و زمانهایی نیز با مصاحبه هایش مدیریت تیم را در مقابل عمل انجام شده قرار داد.

دشمنی این مربی جوان و جویای نام و نان با سایت طرفداران تراکتور نیز سرانجامی جز تعطیلی سایت نداشت. وی بارها در جمع کارکنان باشگاه تراکتور بر علیه این سایت حرف زده و آن را مانع موفقیت تیم عنوان می کرد. البته با تعقیب این سایت به این نتیجه می رسیم که این سایت بزرگترین حامی تیم و کمالوند بود. به گفته یکی از اهالی فوتبال تبریز که ارتباطی نیز با باشگاه تراکتور دارد کمالوند از 50 روز پیش نفتی شده بود و این بو در مصاحبه ها و بازیکن کشی های وی به مشام می رسید.

کدام مربی راسراغ دارید که یکی از بهترین بازیکنان تیم رابدلایل واهی از تمرینات دور نگه دارد و جو روانی او را آنچنان برهم بریزد که نتواند بازی خود را بکند. اولروم در تراکتور تمام اعتماد به نفسش را از دست داد. جاسم کرار به مهره ای عصبی تبدیل شد که جز در بازی رفت مقابل راه آهن که دو گل ارزشمند زد کاری جز کارت گرفتن و عصبانیت نمیتوانست انجام دهد.

کمالوند با مصاحبه بر علیه یک خبرنگار که شاید تاثیرگذاری او در جریان خبری استان آذربایجان شرقی نزدیک به صفر باشد و با سو گیری علیه یک روزنامه محلی که از او انتقاد می کرد تقریبا زمینه رویارویی هواداران با روزنامه ها را مهیا می کرد. در حالی که با گشت و گذار در تمامی روزنامه ها و نشریات محلی آذربایجان شرقی شاید مطالب منفی درباره تراکتور به اندازه انگشتان یک دست نیز نرسد.

وی اخبار مثبت و تاثیرگذار درباره تیم و تراکتور را از یاد برده بود که با درگیری با خبرنگاران کاری کرد که در دو سه هفته آخر اخبار تراکتور سازی کمتر  از اخبار تیم دسته سومی بهمن کجوار انتشار می یافت.

کار غیرحرفه ای وی در درگیری با یک خبرنگار کار را به جایی رساند که خبرنگاران او و به طبع آن تیم تراکتور را به نوعی دیگر تحریم کنند. خبرنگارانی که فی الواقع بزرکترین زحمات را برای تیم تراکتور می کشیدند.

کمالوند ظاهرا نتوانست در برابر یک پیشنهاد پولی مقاومت کند و  تراکتور را ترک کرد. زحمتهای او از یاد رفتنی نیست ولی حاشیه هایی که او برای تیم تراکتور ایجاد کرده است تا هفته ها از این تیم رخت برنخواهد بست.

حالا می فهمم که چرا کمالوند راضی نبود حتی یک بومی با تجربه نیز در بین بازیکنان تراکتورسازی باشد.